هویت

سوال

جایی خوندم که یکی نوشته بود: «اگه شغلتون رو ازتون بگیرن، بازم میتونین خودتون رو تعریف کنید؟ هویت دیگه ای ازتون باقی میمونه؟»

مقدمه

خب این حرف فکر منو زیاد به خودش مشغول کرد. اولش فکر کردم اصلا هویت یعنی چی، که شغل هم قسمتی از اونه؟ یعنی استقلال و عدم وابستگی؟ اون چیزی که وقتی خواستی خودت رو به یه غریبه تو خیابون معرفی کنی میگی، میشه هویت؟ هویت اطلاعات شناسنامه و پاسپورته؟ تفریحاتی که انجام میدی؟ چیزایی که دوست داری؟ چیزایی که داری؟ چیزایی که فکر میکنی باید داشته باشی و نداری؟ مجموعه ای از همه ی اینها؟

چند ساعتی رو به شکل بالا سپری کردم و خیلی اصرار داشتم خوب همه ی گزینه های احتمالی رو در مورد معنی هویت برای خودم تعریف کنم قبل از اینکه سرچ کنم در موردش. دلیلم هم این بود که تا حالا در مورد همچین چیزی هیچوقت فکر نکرده بودم. حسابی cpu  چسبونده بودم از این بابت خیلی هم عجیب بود البته.

اگه حوصله ی خوندن ندارین، قسمت آخر رو بخونین.

تعریف

خب نهایتا سرچ کردم تا ببینم هویت از نظر علمی/لغت نامه ای و … یعنی چی.

چیزی که من متوجه شدم اینه که کلمه هویت یا Identity به معنای یکتا بودنه. یا از زاویه ی دیگه، تفاوت هایی که باعث متمایز شدن یک شخص از جمع میشن.

خود هویت هم دسته بندی های مختلفی داره (احتمالا بخاطر نوع اون تفاوت ها؟). مثلا هویت فردی، انسانی، اجتماعی و غیره که خیلی جاها باهم اشتراک ممکنه داشته باشن یا تو مواردی هم جدا از هم هستن که باعث شده تعریف های جداگانه داشته باشند.

مثالش هم کشور محل تولده که میتونه توی دسته های هویت فردی و اجتماعی قرار بگیره ولی ربطی به هویت انسانی نداره.

خلاصه این تفاوت هایی که باعث شکل گیری هویت فردی میشن، میتونن هم شامل مواردی که ما خودمون درش هیچ نقشی نداشتیم بشن (مثل کشور محل تولد، جنسیت، رنگ پوست)، هم شامل تصمیماتی که ما در طول زندگی گرفتیم و میگیریم (مثل مدرک تحصیلی که گرفتیم، لباسایی که میپوشیم، یا کشور محل زندگی یا حتی نحوه فکر کردن و اعتقادات معنوی).

نکته مهم دیگه در مورد هویت فردی اینه که در طول زمان تغییر میکنه. یعنی اینکه ما در هر مقطع از زمان خودمون رو، با توجه به داشته ها و تصمیماتی که قبلا گرفتیم یا زحمت کشیدن برامون گرفتن، بصورت متفاوتی تعریف میکنیم. بنابراین مهمه که بدونیم در آینده میخوایم خودمون رو چجوری تعریف کنیم.

نتیجه

نهایتا هویت، حداقل برای من، اینجوری تعریف شد:

همه ی چیزا یا کارایی که در طول دوره زندگی از لحظه تولد به یک شخص نسبت داده میشه یا اون شخص انجام میده تا این دوره ی زندگی رو از نظر شخصی بهبود بده.
خب حالا که چی؟ این همه فکر و سرچ و سردرگمی، بعدش چی؟
من بعد از اینکه به این تعریف رسیدم و با توجه به سوال اصلی که اول متن گفتم، فارغ از اینکه در این لحظه هویتی غیر از شغلم دارم یا نه، متوجه شدم که واسه ایجاد هویت برای خودم، باید داشته هام رو در نظر نگیرم. شغل، مدرک تحصیلی، نژاد، محل تولد، سن، اسم و… رو کنار باید بذارم و بعد ببینم که با توجه به شرایط فعلیم، چه تغییر شاخص و قابل توجهی توی زندگیم میتونم/باید بدم تا زندگیم رو بهبود بدم.

این موارد برای من چی هستن، نه هنوز در موردشون بصورت جدی فکر کردم، نه در حوصله ی این پست میگنجه.

نظر شما چیه؟

[Finger Crossed]

قصد دارم از این به بعد بیشتر بنویسم. درواقع شروع کنم به نوشتن. خیلی وقته تصمیم گرفته م، الان بیشتر سعی دارم عملیش کنم تا اینکه یه فقط یه هدف به سرانجام نرسیده توی ذهنم باشه.

بیشتر در مورد موضوعاتی کنه ذهنم رو مشغول میکنه مثل اتفاقات روزمره، کارایی که برای بهبود خودم انجام میدم و تکنولوژی خواهم نوشت.

#IranDevChallenge

قبل از هرچیز، ازتون دعوت میکنم که به مدت 01:52 دقیقه موزیک گوش کردنتون رو متوقف کنید و به پادکست زیر گوش کنید! ممنون. :)

اگه کلیاتی که گفتم مجذوبتون کرده، حالا میتونید اینجا جزئیاتش رو هم بخونین :)

داستان از اونجایی شروع شد که من با یک مقاله برخورد کردم با عنوان (LXC vs Docker) ولی اون شب وقت و حوصله خوندن اون مقاله رو در نداشتم (تنبلی لعنتی!) بنابراین برای دوستم حمیدرضا فرستادمش و فردا وقتی حمید رو دیدم ازش خواستم تا برام توضیح بده. خب من از قبل در مورد LXC میدونستم ولی Docker رو نه. واسه همین توی حدود یک دقیقه برام توضیح داد در موردش و تفاوتهاشون و یک خلاصه و کلیاتی از اون رو برام گفت. :)

این قضیه یکی دوبار دیگه منو به فکر فرو برد وقتی که کلماتی مانند ShellShock یا Gulp یا Ello رو میدیدم و خب تا میومدم بفهمم اینا واقعا چی هستن و برای من به عنوان برنامه نویس به درد میخوره یا نه یکمی زمان میبرد.

از طرف دیگه هم من و هم خیلی های دیگه دنبال به اشتراک گذاری اطلاعات و پیدا کردن کدها برنامه ها و روش ها و سایت های مفیدیدم (از دید تخصصی و کاری). برای من توییتر همیشه یک منبع خوب بوده، ولی میدونید چیه.. توییتر با  اینکه خیلی بروز و خلاصه هست ولی مشکلی که داره اینه که از شما افراد رو دنبال میکنید و اون افراد ممکنه در مورد در طول روز همه چیز، از اینکه صبح بیدار شدن شست پاشون برخورد کرده به لب صندلی توییت کنن تا تخصصی ترین توییتای ممکن!

اشتباه نکنید، من نمیخام بگم رقیبی ایجاد کنیم برای توییتر، مثال زدم از نیاز خودم فقط.

بذارید یکم حرف خودم نسبت به وجود این نیاز رو مستند تر کنم.

  • آرش میلانی توی آخرین نوشته وبلاگش گفته: «اگه بشه چی می‌شه که راهی پیدا کنیم که زمان آموزش برنامه‌نویسی و مهارت‌های مرتبطش خیلی کوتاه‌تر بشه.»
  • امیرعباس عبدالعلی در اینجا  پستی نوشته با عنوان «لزوم وجود شبکه‌ی مطالب طراحی و برنامه‌نویسی»
  • یا باز امیرعباس در این پست نوشته که «چطور در زمینه طراحی اینترفیس وب همیشه به روز باشیم» (منابع زیادی رو باید زیرنظر داشته باشید، نه؟ :) )

یا بذارید برم سراغ توییتر. تو همین مدت که من به این موضوع فکر میکردم، بینید چی یافتم:

  • ARA گفته: «یکی بگه @vineapp چیه دقیقا؟»
  • Ahmadnia پرسیده: «قضیه #shellshock  چیه؟ #سوال #ریتویت»
  • Soheil توییت کرده: «یکی می‌شه بگه دوربین اس‌ال‌آر چیه؟ چه فرقی با دوربین عادی داره؟»

که البته دوتا توییت‌ها جواب های مرتبط و مناسبی هم نگرفتند!

من در مورد این مشکل زیاد فکر کردم و مدتها میتونم درموردش حرف بزنم! ولی برای قدم اول منتظر فیدبک های شما هستم تا پست بعدی. :)

راستی، تا یادم نرفته، این پروژه میخاد قسمتی ازچالشی باشه که آرش میلانی شروع کرده.

و اینکه ما (من و حمیدرضا) فعلا یک تیم دو نفره‌ی برنامه نویس PHP هستیم. خوشحال میشیم اگه کسی علاقه داشت به ما بپیونده. (اشاره غیرمستقیم به کسی که تو زمینه ی Front-end فعاله!)

از دوستانی مثل (آرش میلانی، جادی، امیرعباس، هوشمند، باران و پویا صادقی) که به من مستقیما پاسخ دادن در جواب این پست تشکر میکنم.